تبلیغات
وبلاگ شخصی بهداد خاکزاد

وبلاگ شخصی بهداد خاکزاد
 
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

دقت کردین؟ وقتی قطار ساکن هست کسی باهاش کار نداره. اما به قطار در حال حرکت همه سنگ پرتاب میکنن! ما آدما خیلی عجیب هستیم. تا میبینیم یکی پویا و در حال حرکته، جلو پاش سنگ میندازیم. کاری هم نکنیم حسادت میکنیم، رقابت نمیکنیم. اما اگر کسی در حال سکون باشه هیچ کس باهاش کاری نداره! به محض شروع حرکت کلی انتقاد های نادرست به همراه دلهره در دل طرف راه میندازیم . وای اگه این کار رو بکنی فلان میشه، اگر این کار رو بکنی شکست میخوری و به حالت انفجار در میای، کلنگ از آسمان افتاد و نشکست، وگرنه ما کجا و بی وفایی! نمیدونم اما این رو دیدم که همیشه تشویق کردن دیگران برای رسیدن به اهدافشون باعث پیشرفت میشه. کسی که به کاری علاقه داره میتونه به درجات بالایی از موفقیت برسه اگر دلسرد نشه و مشوق داشته باشه … موفقیت یک جامعه به موفقیت تک تک افراد بستگی داره …




[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ بهداد ]
روزهایی که تیم وزارت خارجه درگیر مذاکرات هسته ای در لوزان سوئیس بود، عربستان با لشگرکشی عظیم به خاک یمن یورش برد!
در ایران،عده ای فقط می توانستند فحش بدهند و رجزخوانی کنند!
ظریف که از لوزان برگشت، به سرعت عازم پاکستان شد. پس از سفر ظریف، مقامات پاکستانی که تمام قد از حملات عربستان به یمن حمایت می کردند، حمایت نظامی از عربستان در جنگ یمن را رد کرده و «اعلام بی طرفی» کردند!

بعد از آن هم ماجرای سخنان نسنجیده اردوغان در مورد ایران پیش آمد که عده ای در مجلس و دیگر نهادها فریاد برآوردند که «آآآآآی! چرا سفر اردوغان را لغو نمی‌کنید؟» و...

اما امروز، درست پس از سفر پر حرف و حدیث اردوغان به تهران، دولت ترکیه از «طرح ایران» برای پایان دادن به ماجرای یمن «اعلام حمایت» کرد!

اینطور پیش برود، ظریف و روحانی و لبخندهایشان کاری می‌کنند، که ملک سلمان برای جنگ با یمنی ها دست به دامن دوست عزیزش «نتانیاهو» شود!

در این وقایع «درسهایی» است، برای آنان که بین فریاد زدن هایشان، کمی هم می اندیشند...
انسانهای نا پخته همیشه میخواهند که در مشاجرات پیروز شوند...
حتی اگربه قیمت از دست دادن "رابطه" باشد...
اما انسانهای عاقل درک میکنند که گاهی بهتر است در مشاجره ای ببازند،
تا در رابطه ای که برایشان باارزش تر است "پیروز" شوند.



برچسب ها: دکتر ظریف، درایت، کمی فکر،  
[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ بهداد ]
در خانه من

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.

یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.

در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.

با خودم... شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.

غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.

من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.

شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.

شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.

شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.

شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.

مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…

مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی ح

رکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:

کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.

کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.

کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.

کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.

آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:

عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.

بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…

نگاه کردن به جلو راحت‌تر از تجزیه و تحلیل کردن گذشته است، برای اینکه شما بیشتر تمایل دارید چیزهای جدید را تجربه کنید. اما هم اکنون شما به خاطر اینکه از زمان حال فرارکنید روی آینده تمرکز کرده‌اید. زمان کافی برای کار و فعالیت‌های جدید خود اختصاص بدهید و قبل از اینکه دیر بشود کارهایی که لازم است را انجام دهید.



[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ بهداد ]

     اتفاق مثبتی که اخیرا شاهد آن بودیم این بود که شهرداری و شورای اسلامی شهر عجب شیر، در راستای تهیه سند چشم انداز توسعه شهر، اقدام به توزیع پرسشنامه­ هایی جهت جمع آوری اطلاعات از مردم و کارشناسان نموده است. البته در این امر عزیزانی بصورت داوطلبانه پیشقدم شده و در پیشبرد مراحل تهیه و تدوین این سند حضوری فعال داشته­اند. نکته مثبتی که در عملکرد جمع آوری میدانی اطلاعات وجود دارد، استفاده از دو نوع پرسشنامه است که اولی مخصوص روسای ادارات و کارشناسان و صاحب نظران تهیه شده و دیگری مربوط به سایر مردم است. در این نظرسنجی سعی بر آن شده که به مشکلات شهر و حتی شهرستان نگاهی همه جانبه انداخته شود و احتمالا در ادامه پس از دسته بندی اطلاعات و تحلیل و آنالیز ستاده ها، نتیجه گیری و اقدام به تدوین سند توسعه خواهد شد.

چشم انداز 5 ساله

     حسن مهم انجام این کار، مشارکت مردم در تصمیم گیری و اولویت بندی وظایف شهرداری و شورای شهر می­باشد، چرا که خود مردم تعیین می­کنند که چه کاری باید زودتر از سایر امور در دستور کار قرار گیرد. البته این امر بصورت مستقیم در پرسشنامه مطرح نشده بود و می­شد سوالی به همین موضوع اختصاص یابد که "به نطر مردم کدام یک از پروژه های شهری باید در اولویت اقدام قرار گیرد؟". اما به هر حال در این نوشتار به هیچ وجه قصد کاستن از ارزش های کار انجام شده را نداریم  و همه مطمئنیم که استفاده از نظرات و راهنمایی های کارشناسان و عامه مردم امری پسندیده بوده و به نوعی مدیریت دموکراتیک محسوب می­شود. جای دارد در انتها از زحمات شهردار، شورای شهر و تیم  تهیه و تدوین سند چشم انداز توسعه شهر تشکر ویژه ای داشته و خسته نباشید بگوییم.


 




برچسب ها: چشم انداز، چشم انداز توسعه، سند توسعه عجب شیر، شورای شهر عجب شیر، سند چشم انداز توسعه شهر،  
[ پنجشنبه 20 فروردین 1394 ] [ 09:51 ق.ظ ] [ بهداد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بنده بهداد خاکزاد، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت امور شهری از دانشگاه تهران و کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی هستم. آنچه در وبلاگ بنده منتشر میشود تنها نظرات شخصی بنده و یا انعکاس مطالب دیگران با ذکر منبع می باشد. امیدوارم انتشار این مطالب کمکی هرچند کوچک به رشد و توسعه و اصلاح کاستی ها و معایب شهر و کشورم باشد.