تبلیغات
وبلاگ شخصی بهداد خاکزاد - پنجشنبه ها بمیرید!
پنجشنبه ها بمیرید!
دوشنبه 31 شهریور 1393 ساعت 11:44 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

بسمه تعالی

 

     روز پنجشنبه هفته گذشته (27 شهریور ماه) وقتی از خواب بیدار شدم، متوجه شدممتاسفانه والده محترم بیمار شده و درد شدید معده باعث شده تا از زمان نماز صبح نتواند به امور روزانه بپردازد. تصمیم گرفتیم به یکی از کلینیک های سطح شهر مراجعه کنیم اما متاسفانه به هر کدام از کلینیک ها مراجعه کردیم گفتند پنج شنبه ها پزشک نداریم!

پزشک مشهور شهرمان هم که هر هفته تنها سه روز تشریف دارند و برای ویزیت ایشان هم باید تا شنبه صبر می کردیم که با درد شدیدی که والده محترم داشتند تحمل امکانپذیر نبود. تصمیم گرفتیم به بیمارستان شهر مراجعه کنیم. خوشبختانه پزشک بیمارستان تشریف داشتند و پس از اندکی تحمل نوبت ما فرا رسید. پزشک جوانی پشت میز نشسته بود که کاملا مشخص بود برای گذراندن طرح به شهر ما تشریف آورده اند که این شک ما پس از سوال بنده تبدیل به یقین شد. ایشان پس از معاینه ای مختصر دو عدد آمپول و یک محلول بی حس کننده تجویز فرمودند که ما نسخه را از داروخانه تهیه کرده و برگه کوچکی را که آقای دکتر نام محلول را به روی آن نوشته بود تحویل خانم پرستار دادیم. ایشان نگاهی کرده و از مادرم خواستند به اتاق تزریقات تشریف ببرند و سپس با دستگاه تست قند خون!! وارد اتاق تزریقات شدند و جالب اینجاست که پس از اعتراض مادرم که "من قند خون ندارم" فرمودند: "این دستور پزشک شماست و احتمالا لازم است"!

وقتی ایشان نتیجه قند خون را به پزشک اعلام کردند آقای دکتر گفت: "من که تست قند نخواسته بودم"!؟

خلاصه پس از مشخص شدن اشتباه ایشان برای دریافت قبض و تسویه حساب به پذیرش مراجعه کردیم که در کمال تعجب دیدم خانم پرستار هزینه تست قند خون را نیز به صورتحساب اضافه فرموده اند! واضح تر عرض کنم، ایشان هزینه اشتباه خویش را از دیگران می خواستند!! باری به هر جهت ما هزینه تست قند را نیز پرداخته و از بیمارستان خارج شدیم. اما متاسفانه درد مادرم هر لحظه بیشتر می­شد و شب هنگام ایشان دچار تب و لرز شدید و هذیان شدند. صبح مجدداً به کلینیک مراجعه کردیم و خوشبختانه این بار پزشک حضور داشتند. آقای دکتر با تعجب به نسخه نگاه کرده و فرمودند داروهای نوشته مربوط به درد معده بوده و ربطی به بیماری فعلی که عفونت روده است ندارند! سپس آنتی بیوتیک و سرم و مسکن تجویز کردند که باعث بهبود شد و خوشبختانه این بیماری تمام شد. اما بنده با تمام وجود فهمیدم شهری که پنج شنبه ها دکتر ندارد، در حد یک روستای دور افتاده است و فعلا زود است که نماینده مستقل بخواهد... ضمنا در صورت امکان باید سعی کنیم پنجشنبه ها بیمار نشویم!



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهرا شنبه 26 اردیبهشت 1394 05:14 ب.ظ
اسم بیمارستان عجبشیر رو باید عوض كنن،بنظر من ارامگاه یا ،بیای تو دیگه برگشتی نیست،بیشتر لایقشه،نهضت سواداموزیه اونجا،ركاراموزا رو مریضا تست میكنن سوادشونو
بهداد پاسخ داد:
متاسفانه اوضاع خیلی خرابه
زهرا شنبه 26 اردیبهشت 1394 04:57 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :