تبلیغات
وبلاگ شخصی بهداد خاکزاد
انتقال وبلاگ
چهارشنبه 8 بهمن 1393 ساعت 12:14 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
انتقال مطالب وبلاگ « یادداشت های یک مدیر شهری » به این وبلاگ به این دلیل انجام شد که سیستم سایت بلاگفا امکان قرار دادن تصاویر را در سایت محدود نموده است. لذا برای سهولت در ارسال مطالب وبلاگ یادداشت های یک مدیر شهری به اینجا منتقل شد.

با تشکر از شما همراهان عزیز 

مدیریت شهری
سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت 07:45 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

مدیریت شهری



اگر مدیریت، به درختی تشبیه شود که شاخه‌های گوناگونی، مانند مدیریت صنعتی، مدیریت مالی و چون اینها، دارد، یکی از شاخه‌های جدید این درخت، مدیریت شهری است.


 روشن است که مشخصات و ساختار نهادهای قانونی اداره کننده شهر، ازکشوری به کشور دیگر، تفاوت دارد و هر جامعه‌ای، با توجه به ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود، تعریف یا تلقی ویژه ای ازمدیریت شهری دارد.

معیارهای شناسایی شهر، از گونه‌های غیر خود، به طور معمول، میزان جمعیت، شغل غالب مردم ساکن، وجود شهرداری و مواردی  اینگونه بوده‌است. امروزه، شهرها، از دو جنبه، اهمیت یافته اند: یکی، بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم و دیگری بعنوان عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامه‌ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌گردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.


ترکیب مدیریت و شهر، مفهوم ساماندهی به امور مربوط به برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل، در محدوده شهر را تداعی می‌نماید. مفهومی که در کشورهای مختلف به دلیل ساختارهای سیاسی و رویکردهای اقتصادی، نهادهای متفاوتی را با الگوهای متفاوتی در خود درگیر دارد.

استرن steren، در سال ۱۹۹۳ میلادی، طی مقاله‌ای در نشریه شهرها Cities بیان می‌کند که اصول کلی برای فهم مدیریت شهری وجود ندارد و مفهوم اصلی این واژه بسیار گیج کننده‌است. مدیریت  شهری با توجه به سلیقه‌ها، ادارک افراد و همچنین اقتضای سیاسی – اجتماعی زمانهای مختلف معانی متفاوت داشته‌است. چنانچه ما در زمان کنونی نیز این اختلاف معانی ومفهوم را کاملاً شاهد هستیم.

از نظر بانک جهانی مدیریت شهری یک فعالیت شبه تجاری برای دولت هاست. به عبارت دیگرمدیریت شهری یعنی اداره امور شهری و کارایی بیشتر برای استفاده از وام‌های بانک جهانی می‌باشد.  بعضی اوقات مدیریت شهری بعنوان ابزاری برای اجرای سیاستگذاریهای شهری در نظر گرفته می‌شود که به مفهوم علم اداره جامعه می‌باشد.[جلال نعمت اللهی]


مدیریت شهری در جهان معاصر

سازمان ملل متحد، برای ارتقای مدیریت شهری و ارتقای مردمسالاری، بر پاره‌ای از موضوعها و اولویتها تاکید ویژه دارد که عبارتند از:

  • بازنگری در جایگاه و کارکردهای دولت
  • تلاش برای تعیین راهبردهای شهر با مشارکت نهادها و شهروندان
  • شفافیت کارکرد مالی در تمام سطوح
  • جریان آزاد اطلاعات، به عنوان لازمهٔ شفافیت و مشارکت
  • تأکید بر جایگاه رهبری مدیریت شهری
  • وجود ضابطه‌های اخلاقی برای رفتار مدیریت شهری

پیشینه

برنامه ریزی اجتماعی، از دهه ۱۹۶۰ میلادی رواج یافت. در آن دهه، دولت و مدیران شهرهای بزرگ دریافتند که ناآرامی‌های اجتماعی مانند قومی، نژادی و طبقاتی؛ تهدیدی برای پایداری اقتصادی و سیاسی در شهرها است. از اینرو، مقوله برنامه ریزی اجتماعی، اقبال و رواج یافت. در واقع، برنامه ریزی اجتماعی، به عنوان نشانه‌ای از برابری طلبی و مشارکت جویی دولت و مدیران شهر، تفسیر شد. (رمضانی خورشیددوست، ۱۳۸۲، ۳۸ – ۴۱)

با این حال نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی [۲] به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و داراری اختیارات قانونی سرعت بخشید. در گام اخر تحلیل  اندیشه‌های پوزیتویستی در مقابل تفکرات انتقادی و ساختگرایانه در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و شکست راه حلهای همسان در نقاط مختلف که از روی نمونه‌های غربی الگو برداری شده بودند (به عنوان نمونه طرحهای اقتصادی در امریکای لاتین) و تأکید بر حل مشکلات به صورت محلی در اهداف توسعه هزاره سبب تقویت بیش از پیش مدیریت شهری، علی‌الخصوص در کشورهای در حال  توسعه شد.

اهداف مدیریت شهری

  1. ارتقای شرایط کار و زندگی همه جمعیت شهر با توجه به افراد و گروه‌های کم درآمد
  2. تشویق توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار
  3. حفاظت از محیط کالبدی شهر

وظایف مدیریت شهری

یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید. از این رهگذر است که شهر می‌تواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بین‌الملل بهبود بخشد. بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیت‌ها و توانمندی‌های شهر و شهرنشینان است در حالیکه دومی بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها. بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعه‌ای شهر نشین خواهد بود. بنابراین، شهرها به جای این که مکان‌هایی بی ثمر برای سرمایه گذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

  1. آماده سازی زیرساخت‌های اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها
  2. آماده سازی خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهره وری و بهبود استانداردهای زندگی شهری
  3. تنظیم فعالیت‌های تاثیرگذار بخش خصوصی بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی جمعیت شهری
  4. آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیت‌های مولد و عملیات کارآمد موسسه‌های خصوصی در نواحی شهری
  5. برنامه ریزی استراتژیک

وظایف کنونی مدیریت شهری (صرف نظر از تنوع و اختلاف در نظامهای اجتماعی و سیاسی گوناگون)، تنها محدود به مواردی از قبیل برنامه ریزی، خدمات رسانی، مدیریت فرهنگ محلی، انجامپروژه‌های عمرانی و... نمی‌شود. بلکه جهت دهی فعالیتهای شهری و ترسیم چشم انداز شهر در راستای دستیابی به توسعه پایدار از جمله مهمترین وظایف مدیران شهری به شمار می‌رود. یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید.

از این رهگذر است که شهر می‌تواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بین‌الملل بهبود بخشد.

بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیت‌ها و توانمندی‌های شهر و شهرنشینان است. در حالیکه دومی، بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها.

بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعه‌ای شهر نشین خواهد بود. بنابراین، شهرها به جای این که مکان‌هایی بی ثمر برای سرمایه گذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت  ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

امروزه، شهرها از دو جنبه اهمیت یافته‌اند: یکی بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم، دیگری بعنوان عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامه ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌گردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.


شهرهای بزرگ را می‌توان، یک سازمان بزرگ دانست. در این سازمان، مجموعه‌ای از نهادها و شیوه‌ها، در تعامل برای دستیابی به اهداف هستند. امروزه، مشارکت و تعامل، مفاهیمی محوری در مدیریت شهری اند. مدیریت شهری می‌کوشد تا بین نهادهای عمومی، خصوصی و مدنی، رقابت و توازن ایجاد کند. همچنین، می‌کوشد تا بین سه وجه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تعادل و هماهنگی فراهم نماید تا زمینه‌های پیدایی شهر یکپارچه را فراهم کند.

مفهوم حکمرانی پیچیده ومناقشه برانگیز است. پیش از آنکه به حکمرانی خوب بپردازیم باید دید که حکمرانی چیست؟ از نظر برنامه توسعه سازمان ملل متحد حکمرانی عبارتست از ((استفاده از اختیارات قانونی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و مدیریتی (اجرایی) برای اداره امور کشور در همه سطوح آن. حکمرانی در بر گیرنده سازو کارها، فرایندها و نهادهایی است که از طریق آنها شهروندان منافع خود را مطالبه می‌نمایند، حقوق قانونی خود را می‌طلبند و اختلافات خود را حل وفصل می‌نمایند.))

اضافه شدن لغت «خوب» سبب پیچیده تر شدن اوضاع می‌گردد. افراد، سازمانها، حکومتها و حاکمان حوزه شهری هر کدام با توجه به منافع و تجارب خود اقدام به ارائه تعریفی از حکمرانی خوب می‌نمایند. از دیدگاه کمیته اسکان سازمان ملل متحد، برنامه ریزی استراتژیک و فرایند تصمیم گیری فراگیر کلیدهای اصلی در حکمرانی خوب و پایدار در شهرها به شمار می‌روند. از نظر این کمیته: ((حکمرانی شهری مجموعه‌ای از افراد، نهادها، بخش عمومی و خصوصی است که امور شهر را برنامه ریزی کرده و اداره می‌نمایند. در واقع فرایندی مستمر از تطبیق و همسو سازی منافع متضاد و متفاوت افراد و گروههاست. این فرایند شامل نهادهای رسمی و غیر رسمی و نیز سرمایه اجتماعی شهروندان است. حکمرانی شهری پیوندی نا گسستنی با رفاه شهروندان دارد. حکمرانی خوب شهری باید شهروندان را در دسترسی به مزایای شهروندی یاری رساند.))


با این حال نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و داراری اختیارات قانونی سرعت بخشید.

حکمرانی خوب دارای ۸ مؤلفه اصلی است. این مؤلفه‌ها عبارتند از مشارکتی بودن، اجماع محوری، پاسخگویی، شفافیت، مسؤلیت پذیری، کارایی و اثر بخشی، جامعیت و عدم تبعیض میان شهروندان و نهایتاً حاکمیت قانون. حکمرانی خوب تضمین کننده کمینه شدن فساد، احترام به نظر اقلیتها و اقشار آسیب پذیر در انجام تصمیم گیری است. همچنین حکمرانی خوب در قبال نیازهای کنونی و آینده جامعه مسؤل است حکمرانی خوب در حکم محور اصلی فعالیتهایی است که در جهت افزایش مصالح عامه جامعه صورت می‌پذیرند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد ویژگیهایی را برای حکمرانی خوب برمی شمارد که از آن جمله به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

مشارکت شهروندان در فرایند سیاستگذاری احترام به حاکمیت قانون که بسترساز مدیریت بی طرفانه و عادلانه امور است شفافیت، که زیربنای آن جریان آزادانه اطلاعات است پاسخگویی که بوسیله آن دولت، بخش خصوصی و دیگر نهادها و سازمانهای عمومی و خصوصی خود را در قبال آحاد مردم پاسخگو بدانند...


معرفی رشته مدیریت شهری در مقطع کارشناسی ارشد
جمعه 31 اردیبهشت 1395 ساعت 04:21 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

هدف از این رشته عبارت است از تربیت کادر متخصص جهت نگهداری، اداره و توسعه فضاهایی که برنامه ریزان شهری ایجاد می نمایند. رشته مدیریت شهری از دیدگاه سلسله مراتب رشته ای، زیر مجموعه ای از حوزه برنامه ریزی بوده که این حوزه شش زیر شاخه اصلی دارد:

  1. امنیت ملی
  2. توسعه اقتصادی
  3. اجتماعی
  4. محیط زیست
  5. شهری
  6. توسعه منطقه ای

زیر شاخه پنجم یعنی برنامه ریزی شهری بر اساس سه اصل ایجاد آسایش، امنیت، رفاه برای ساکنان شهر استوار است که البته این سه اصل ممکن است در هر شهر بر اساس فرهنگ و پیشینه ساکنین تعاریف متفاوتی داشته باشد. در زیر شاخه رشته برنامه ریزی شهری ده بخش قابل تفکیک به شکل زیر وجود دارد:

  1. طبیعی – اقلیمی
  2. زیست محیطی
  3. اقتصادی
  4. اجتماعی
  5. جمعیتی
  6. تاریخی
  7. زیر ساخت
  8. کالبدی
  9. مدیریتی
  10. سیاسی

به عبارت دیگر، یک برنامه ریز شهری با این ده تخصص در ارتباط است تا یک برنامه شهری را به سرانجام برساند. بر این مبنا در شاخه نهم یعنی مدیریتی، مبحث مدیریت شهری گنجانده شده است که وظیفه آن نگهداری، اداره و توسعه فضاهایی است که برنامه ریزان شهری ایجاد می نمایند.

واحدهای درسی در دانشگاه:

  • نظریه های سازمان مدیریت – دیدگاه استراتژیک
  • برنامه ریزی منطقه ای برای مدیران
  • سیستمهای اطلاعات مدیریت
  • اقتصاد شهری
  • حقوق شهری و قوانین شهرسازی
  • مدیریت منابع انسانی پیشرفته
  • برنامه ریزی شهری
  • مدیریت مالی و بودجه شهرداریها
  • جامعه شناسی شهری و آسیب شناسی شهری
  • مدیریت رفتار سازمانی پیشرفته
  • اصول برنامه ریزی در امور فرهنگی
  • سمینار مدیریت بحران و سوانح طبیعی در شهر
  • حمل و نقل همگانی
  • شناخت و برنامه ریزی محیط زیست
  • اصول سیستمهای اطلاعاتی جغرافیایی
  • روابط عمومی

آینده شغلی:

با توجه به طراحی که برای این گرایش صورت گرفته است، فارغ التحصیلان این رشته برنامه ریزان آینده شهری خواهند بود، زیرا برنامه ریزی برای ایجاد فضاهای لازم برای شهر نیازمند مدیریت این فضا ها بوده که این کمک را مدیریت شهری به این رشته می کند. البته بدیهی است که موفقیت و یافتن شغل متناسب با رشته تحصیلی دانشجویان در این رشته منوط به علاقه و تخصص در این رشته می باشد. ضمن اینکه تحصیل در این رشته (در زمان نگارش این متن) نیازمند به داشتن سابقه کار می باشد که این دسته از محصلان می تواند به جنبه های کیفی شغل خود بیاندیشند.

برای تحصیل در این رشته چه چیزهایی مورد نیاز است؟

  • علاقه به ایجاد فضاهای بهتر شهری (بسیار مهم)
  • سابقه کار مرتبط
  • درک و فهم صحیح فرآیند های شهری
  • ایجاد زبانی مشترک برای ارتباط با متخصصان برنامه ریزی
  • توانایی و ظرفیت اجرای برنامه های شهری


ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !
چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت 12:02 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !
جانم به لب آمد چه فریباست نگاهت !

شاید که سراب‌ست مگر میشود آخر
آیینه ترین حالت دریاست نگاهت !

مصلوب نگاهت شده ام مریم عاصی
انگار که از صلب مسیحاست نگاهت

تسلیم تمنا و هوادار غرور است
ای ناز ! چه افتاده و سرپاست نگاهت !

آهوچه ی ارباب، به خاکی زده امروز
امروز غزلناز رعایاست نگاهت !
از مست نپرسید به میخانه چرا هست
ترسم که بگوید که به آن خانه خدا هست

قاضی بزند هم سر وهم دست و زبانش
بر دار بگوید که به خمخانه شفا هست

جاهل نرود در پی آن خانه ی عشّاق
زیرا پدرش گفته که در مکه صفا هست

او نیز چو آن عابد بی دین بگردد
بیچاره نداند که در آن خانه دوا هست

آن کس که کند سجده به دلدار خیالی
دیوانه نداند که در این کار خطا هست

من نیز شدم عاشق و در میکده رفتم
دیدم که بجز یار خداهست و بقا هست

از باده بنوشیدم و گفتم که رضایم
زیرا که به میخانه ی عشاّق خدا هست


حضرت مولانا


برچسب‌ها: خیره , مولانا ,

خرید اقساطی خودرو با وام 25 میلیون تومان
یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 11:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
سلام

بعد از تبلیغات فراوانی که درباره فروش اقساطی خودرو انجام شد و به تبع آن تبلیغات منفی فراوانی که توسط منتقدان به این مسئله وارد شد. عده ای صراحتا خرید اقساطی خودرو را حماقت می دانند و معتقدند که یک خودرو معمولی 43 میلیون تومان آب میخورد. بنده مصمم شدم برای روشن تر شدن موضوع مطلبی را در مورد این فروش به رشته تحریر در بیاورم تا شاید راهنمای مناسبی جهت کسانی باشد که برای خریدن یا نخریدن خودرو دو دل مانده اند. بیایید این مسئله را از چند جهت بررسی کنیم:

حالت الف) جوانی که هیچ شغل و درآمدی ندارد و کل پس انداز زندگی اش به اندازه 5 میلیون تومان است:
این فرد با 5 میلیون تومان هیچ راه مناسبی برای کسب درآمد نخواهد داشت و لذا گذران زندگی تقریبا برای وی محال خواهد بود. اما این شخص میتواند با این پول اقدام به خرید اقساطی خودرو پراید نموده و با 4300000 تومان پیش پرداخت صاحب خودرو پراید شود. حالا این پراید وسیله مناسبی برای مسافر کشی و کسب درآمد ماهیانه 1500000 تومان است (البته این رقم در تهران بیشتر است). بعد از کسر ماهانه 420000 تومان و 80000 تومان هزینه استهلاک، جوان مورد نظر ما ماهانه 1 میلیون تومان برای امرار معاش پول دارد. در شرایطی که هرگز نمی توانست با 5 میلیون تومان این درآمد را داشته باشد. از طرفی وی صاحب خودرو است و در زندگی روزمره هم به درد می خورد.

حالت ب) شخصی 19800000 (نوزده میلیون و هشتصد هزار) تومان پول دارد و نمی داند که خرید نقدی خودرو با صرفه تر است یا خرید اقساطی:
می توانیم 4800000تومان پیش پرداخت نموده و 15 میلیون تومان از پول را در بانک پس انداز نماییم. تقریبا تمام بانک های کشور سود 20% برای سپرده های یکساله ارائه می دهند، یعنی سالانه 3 میلیون تومان یا به عبارتی ماهانه 250 هزار تومان. حالا می توانیم با هزینه کردن ماهانه 150000 تومان به این سود، اقساط ماهانه پراید را بپردازیم و بعداز 4 سال یک خودرو پراید داریم و 15000000 میلیون تومان پول در حساب.
اما اگر این خودرو را نقدا می خریدیم و ماهانه 150000 تومان پول به حسابمان می ریختیم نهایتا بعد از 4 سال با احتساب ارزش افزوده، یک خودرو پراید و 9600000 (نه میلیون و ششصدهزار) تومان پول داشته باشیم. پس خرید اقساطی با صرفه تر است. ساده تر بگویم: شما برای خرید خودرو 16% سود می پردازید، اما از بانک 20% می گیرید. لذا شما 4% سود کرده اید.

حالت ج) فرض کنید شما کارمندی هستید که 13000000 (سیزده میلیون) تومان پول و ماهانه 1800000 تومان درآمد دارید. چه خودرویی بخرید؟
آیا با این پول می توانید خودرو صفر کیلومتر بخرید؟ پاسخ این است: خیر!
نهایتا شما یک خودرو پراید دست دوم مدل 87 می تواند خریداری کنید که کیفیت چندانی ندارد و با گذشت چند سال از عمر مفیدش هر چند وقت یکبار شما را به تعمیرگاه می کشاند و کلی هزینه می کنید. از طرفی هزینه معاینه فنی و ... بعد از چهارسال یک خودروی 11ساله دارید که تقریبا باعث خنده همه می شود.
اما می توانید بااین سیزده میلیون تومان، 4 میلیون و 300 هزار تومان پیش پرداخت نمایید و ما بقی پول را در یک حساب یکساله سرمایه گذاری کرده و ماهانه 145000 (یکصد و چهل و پنج هزار تومان) سود دریافت کنید. حالا شما می توانید با اضافه کردن ماهانه 280000 تومان به این سود اقساط خودرو را بپردازید و صاحب یک خودروی پراید صفر کیلومتر شوید و علاوه بر داشتن خودرو صفر پس از 4 سال مابقی پول خود را که در حساب یکساله گذاشته اید بردارید (8700000 تومان). در حالیکه اگر خودروی شما صفر کیلومتر نبود و با 13000000 تومان نقدا یک خودرو کارکرده خریداری می کردید، تقریبا همان هزینه 280 هزار تومان را باد ماهانه برای تعمیرات خودرو پرداخت می نمودید.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------

می بینید که خرید خودرو اقساطی چندان هم بیهوده و بی صرفه نیست و دلیل اینکه مردم اینقدر از خرید خودرو استقبال نمودند همین مسئله است. الحمدالله مردم ما چندان هم بی فکر نیستند و حساب دودوتا چهارتای زندگی خودشان را می دانند.
البته بنده هم مثل بسیاری عزیزان معتقدم که خودروهای داخلی فاقد کیفیت مناسب برای سواری و همینطور فاقد ایمنی کافی برای سرنشینان هستند. زود مستهلک می شوند و قیمت آنها در قیاس با همتایان خارجی بالاست. لذا نگارش مطلب فوق برای تایید کیفیت خودرو ها نبود، بلکه به این علت نوشته شده که راهنمایی برای محاسبات و تصمیم گیری کسانی باشد که قصد دارند حتما خودرو داخلی بخرند و بین دوراهی خرید اقساطی و خرید نقدی مانده اند.

به امید موفقیت برای عزیزان


هفت درس بزرگ امارات
یکشنبه 3 آبان 1394 ساعت 10:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
این روزها مردم امارات، در حال سپری کردن جشن های استقلال کشور خود هستند؛ کشوری که در 43 سالی که از استقلالش گذشته، توانسته است بیش از بسیاری از ممالک دارای تاریخ و تمدن و وسعت، بدرخشد و سری در میان سرها داشته باشد.

سرزمینی که امروز به نام "امارات متحده عربی" شناخته می شود، یک قرن پیش، موطن بادیه نشیانی بود که به سختی روزگار می گذراندند. قحطی دهه های 1930 و 1940 میلادی  عرصه را چنان بر مردمان آن دیار تنگ کرد که چاره ای جز سرخ کردن و خوردن ملخ های پرشمار بیابان نداشتند.

با این حال، مردم آن سرزمین، خود را محکوم به گم شدن در میان توفان های شن و محو شدن در تاریخ ندانستند. آنها تصمیم گرفتند خاک را به طلا تبدیل کنند و بی هیچ مبالغه ای این کار را کردند و از این رو ، پر بیراه نیست به مردم این سرزمین و حاکمان دوراندیش آن لقب کیمیاگر داد.

درس های بزرگ امارات

اما راز پیشرفت امارات و به ویژه شهر دوبی چیست و چه درس هایی در آن برای ملت های تشنه پیشرفت وجود دارد؟ چگونه است که مردمان زیادی در نقاط مختلف دنیا که بسیار بیشتر از اماراتی ها امکانات دارند و البته همانند آنها مشتاق رشد و توسعه هستند، هنوز اندر خم یک کوچه اند و مردم این کشور کوچک توانسته اند در کمتر از نیم قرن، از چادر نشینی به قصر نشینی برسند و از شتر سواری به مالکیت یکی از برترین خطوط هوایی جهان؟!

با مطالعه در تاریخ امارات، می توان گفت که همسایه های جنوبی، خود را به چند اصل برتری بخش آراستند و گوی سبقت را ربودند:درس های بزرگ امارات

1 - هدفمندی، ایمان به ساختن و تلاش واقعی:  «محمد بن راشد آل مكتوم» نخست وزیر دولت امارات و حاكم دبی کتابی دارد به نام " نگرش من" ؛ خاطره ای جالب از او را در این کتاب که به 30 سالگی شیخ مربوط می شود، بخوانید: « در دهه 1980 ، اجلاسی متشکل از برخی مقامات عربی برگزار شده بود. همه درباره جنگ ایران و عراق و بحران فلسطین صحبت می کردند و من ، خواستم فضا را عوض کنم. بنابراین رو به مقامات حاضر در اجلاس کردم و گفتم که چرا به جای این بحث ها، فکری به حال توسعه منطقه نمی کنیم و مثلاً چرا سعی نمی کنیم دوبی را به شهری توریستی تبدیل کنیم که از سراسر دنیا به سویش بیایند؟
واکنش مقامات عربی جالب بود؛ یکی شان که وزیر بود، پاسخ داد: آخر دوبی چه دارد که بتوان آن را به جاذبه توریستی تبدیل کرد؟ چیزی جز صحرای برهوت و خورشید سوزان و شرجی دریا و شن های داغ؟ »

شاید هر کس دیگری جز شیخ محمد بود، با خود می اندیشید که عجب سخن یاوه ای گفتم! راست می گویند، شهر و کشور من چه جاذبه ای برای گردشگران دارد؟
اما شیخ، آن کنایه را نادیده گرفت و حتی به موتور محرکی برای خودش تبدیل کرد تا با عمل به گفته اش ، جواب آن وزیر طعنه گو را بدهد. او به کشورش بازگشت و در حالی که صدای وزیر در گوشش می پیچید که دوبی چه جاذبه ای دارد، با خود گفت: "جاذبه را باید ساخت." و بدین ترتیب، گام های زیربنایی را برداشت، شرکت هواپیمایی امارات را تأسیس کرد، به جذب سرمایه گذاری های خارجی پرداخت، در دادن امتیازات به سرمایه گذاران، خساست به خرج نداد و دوبی را به بهشت سرمایه گذاران تبدیل کرد، هتل ها یکی پس از دیگری ساخته شدند و آن صحرای برهوت، به زمینی گران قیمت تبدیل شد که تاجران برای متر مترش ، با یکدیگر چانه می زدند، مراکز خرید را به مدرن ترین شکل ممکن ساخت، کوشید تفریحاتی که توریست ها به دنبال آن هستند را در بهترین کیفیت فراهم کند و ... سال ها بعد، آن وزیر عربی که سخنان شیخ محمد را مسخره کرده بود، برای گذراندن ایام تعطیلات خود به همراه خانواده به دوبی رفت.

هفت درس بزرگ امارات
پیست اسکی سرپوشیده دوبی در سرزمینی که برف نمی بارد!

2 - آنچه برای تجارت خوب است برای دهکده خوب است: این شعار حاکمان دوبی بود، زمانی که این شهر، دهکده ای بیش نبود. دوبی و بخش وسیعی از امارات در حاشیه دریا قرار داشتند و مردمانش می کوشیدند با تجارت دریایی روزگار بگذرانند، تجارتی که چندان هم پر رونق نبود.

با این حال، آنان فارغ از شعار زدگی و تعصبات قبیله ای، برای تجارت ارزش بسیاری قائل بودند. این روحیه نسل به نسل منتقل شد و اینک بخش عمده ای از درآمد امارات و مخصوصاً دوبی، نه از فروش منابع زیر زمینی یا تولید کالاهای صنعتی یا کشت محصولات کشاورزی که از تجارت است.

درس های بزرگ امارات

زمانی که اعلام شد میزان صادرات امارات به ایران از مرز 10 میلیارد دلار گذشته است، کسانی که سرشان در حساب و کتاب بود، دانستند که اماراتی ها، سود هنگفت ناشی از این تجارت را به این خاطر کسب کرده اند که قواعد تجارت را بسیار خوب بلدند.
دیروز ، آنچه برای تجارت خوب بود، برای "دهکده" هم خوب است و امروز ، اماراتی ها بر این باورند آنچه برای تجارت خوب است ، برای "کشور" هم خوب است.

3 - تساهل با خارجی ها و داخلی ها: مردم عرب، عمدتاً مردمانی مهمان دوست هستند. اماراتی ها، این سنت دیرین عربی را به اقتصاد گردشگری هم گره زدند. بدین ترتیب، گردشگران سراسر جهان بی هیچ واهمه ای راهی این کشور و مشخصاً دوبی شدند تا در جایی که هیچ کس درباره مذهب و ملیت شان نمی پرسد و سلیقه ای بر ایشان تحمیل نمی کند، مورد احترام واقع شوند.
این فرهنگ نهادینه شده، باعث شد در سال گذشته میلادی، شهر دوبی بتواند به تنهایی بیش از 11 میلیون توریست را به خود جذب کند و مدیران این شهر در حال برنامه ریزی برای رساندن این تعداد به 20 میلیون توریست در سال 2020 هستند.


درس های بزرگ امارات

این سهل گیری، فقط در قبال خارجیانی که از امارات دیدن می کنند لحاظ نمی شود بلکه در درون جامعه امارات نیز چنین وضعیتی حاکم است، چنانچه شیخ محمد می گوید: میان دین و مدرنیسم و یا میان دین مان و آنچه تمدن سالم ارائه می كند، هیچ نوع تناقضی نمی بینیم. از این رو هرگز برای دنیایمان از دین مان هزینه نمی كنیم زیرا در این صورت هم دین مان را از دست خواهیم داد و هم دنیایمان را!

4 - ما بیگانه ستیز نیستیم: اگر امارات همه مختصات توسعه را داشت ولی مردم و حاکمانش به شدت بیگانه ستیز بودند، بی هیچ تردیدی، پیشرفت امروزین نصیب این کشور نمی شد.
زمانی که اماراتی ها خواستند بندر دوبی را که در گذر دهه ها و قرن ها، گل اندود شده بود را لایروبی کنند و پولی نداشتند، از ثروتمندان دیگر کشورها - عمدتاً از کویتی ها - کمک خواستند. 

تا 1984 ، پروازهای دوبی را شرکت هواپیمایی "گلف ایر" انجام می داد. این شرکت متعلق به بحرین،ابوظبی،عمان و قطر بود. در این سال، گلف ایر تصمیم گرفت تعداد پروازهایش به دوبی را کاهش دهد. شیخ محمد مذاکرات بسیاری برای افزایش پروازها گرفت اما مدیران گلف ایر زیر بار نرفتند.

درس های بزرگ امارات
درس های بزرگ امارات

شیخ تصمیم به راه اندازی یک شرکت هواپیمایی مستقل گرفت اما امارات نوپا ، متخصصان مجربی که از عهده این کار برآیند در اختیار نداشت. شیخ می توانست سال ها منتظر بماند تا شاید افرادی از امارات بزرگ شوند، درس بخوانند، صنعت هواپیمایی یاد بگیرند، جذب کشورهای خارجی نشوند و بعد، اگر شرایط مهیا بود، یک شرکت هواپیمایی برای امارات تأسیس کنند.

او اما یک خلبان کارکشته بریتانیایی به نام "فلاناگان" که سابقه مدیریت در هواپیمایی بریتانیا را داشت مأمور راه اندازی شرکت هواپیمایی امارات کرد و 10میلیون دلار سرمایه اولیه این کار را در اختیار وی قرار داد. 

کارها که کمی پیش رفت، فلاگان، چهار هواپیما اجاره کرد و در 1990 هنگامی که "امارات" به 21 شهر پرواز داشت، شروع به خرید هواپیمای مدرن کرد و نهایتاً هواپیمایی امارات، به یکی از مشتری های بزرگ تولید کنندگان هواپیما تبدیل شد و توانست با فرودگاه مدرنی که در این سال ها ایجاد کرده است به هاب منطقه تبدیل شود و به همه نقاط دنیا پرواز کند.

طبق اعلام  مرکز آمار و تحقیقات فرودگاه‌های امارات در همین سپتامبر گذشته، بیش از شش میلیون و 600 هزار مسافر از طریق فرودگاه بین‌المللی دوبی جابجا شدند و تعداد پروازهای این فرودگاه نیز در ماه، به 31 هزار و 214 پرواز رسید.

اگر در 1984 ، مقامات اماراتی می گفتند که فلاناگان یک خارجی است و نمی توان به او اعتماد کرد و دست روی دست می گذاشتند تا شاید دل مدیران گلف ایر به رحم آید و چند پرواز بیشتر به دوبی اختصاص دهند، قطعاً امروز امارات صاحب یکی از معتبرترین برندهای صنعت حمل و نقل هوایی دنیا نبود.

5 - تا ریسک نکنید موفق نمی شوید: انسان های موفق، ریسک های بزرگ هم داشته اند و این ، درباره امارات هم صدق می کند. شیخ های اماراتی، می توانستند مانند بسیاری از شیوخ دیگر، پول های خود را در بانک های خارجی پس انداز کنند و روزگار به خوشی بگذرانند اما آنها ریسک کردند و خطر را پذیرفتند.
زمانی که شیخ راشد تصمیم گرفت بندر جبل علی را احداث کند، وال استریت ژورنال در مقاله ای سرزنش آلود، این کار را بیهوده دانست و عقده گشایی نامید ولی اکنون هیچ کس نمی تواند نقش این بندر را در اقتصاد منطقه و امارات نادیده بگیرد.

درس های بزرگ امارات


درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

6 - تمرکز بر امور مهم و وانهادن امور جزئی: در این باره به یک جمله از شیخ محمد بسنده می کنیم: اگر بپرسید كه چگونه در دبی توانستیم، همه این دستاوردها را با این سرعت ركوردی محقق سازیم، خواهم گفت كه ما به هیچ كس اجازه ندادیم كه ما را غرق در ریزه كاری های جزئی كند زیرا اساس توسعه درست، همان نگرش است كه جزئیاتِ كوچك آن، اهداف بزرگش را محو نمی كند.

7 - مردم ما مهم هستند: در توسعه امارات، یک اصل اساسی دیگر نیز وجود دارد که رد پایش را می توان در همه امور دید و آن این که هر تصمیمی که گرفته می شود باید در نهایت به نفع شهروندان اماراتی باشد. مثلاً مهم ترین شرط سرمایه گذاری خارجی در امارات این است که صاحب سرمایه خارجی، با یک شهروند اماراتی شراکت کند. بدین ترتیب، سرمایه گذاری خارجی همان گونه که برای کلیت کشور سودمند است، برای فرد فرد شهروندان نیز سودآوری شخصی دارد.

بی تردید، امارات نیز همانند سایر کشورهای دنیا، عاری از عیب و نقص نیست و برخی اختلافات بین امارات و همسایگانی مانند ایران نیز در جای خود محل بررسی و تأمل دارد ولی در کنار همه این مسائل، عقل سلیم حکم می کند که ضمن محترم شمردن پیشرفت های همسایه، متواضعانه درس آموز نیز باشیم که اگر درس نگیریم، عبرت می شویم. 

منابع:
- دوبی سریع ترین شهر جهان ؛ نوشته جیم کرین ؛ ترجمه هرمز همایون پور ؛ نشر نی 1391
- نگرش من و چالش های برتری ، نوشته شیخ محمد بن راشد آل مکتوم ؛ ترجمه: مسلم زمانی ؛ نشر قلمکده 1390


احـد عظیـم زاده - مولتـی میلیـاردر ایـرانـی از زنـدگی اش می گویـد
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 09:26 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )



اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش و مولتی میلیاردر ایرانی را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت كنونی اش قیاس كنیم، شگفت زده خواهیم شد. كسی كه در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اكنون با اتكا به خلاقیت و كار طاقت فرسای خودش، یكی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار كه برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تكان می دهد. آن هم در هنگامه ای كه بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر كاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.

من "احد عظیم زاده" هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امكانات مالی مان اجازه نمیداد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی كنم. تا 13 سالگی روزها قالی میبافتم و شبها درس می خواندم. چارهای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمیداد.

خاك خوردم و زحمت بسیار كشیدم. در سال 2 بار بیشتر نمیتوانستیم برنج بخوریم. یك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبهسوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت كشیدم.

كارم را با به دوش كشیدن پشتی و قالیهای كوچك و بردن آن از اسفنجان یا اسكو برای فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها یك یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود میكردم. پنج سال اینچنین سخت كار كردم. بسیار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختیها را آسان میكرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پسانداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اینكه مجبور به ترك تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض میكند) یتیم هیچكس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكی، كاسب و هركس دیگری شب كه به خانهاش میرود دستی به سر و روی بچهاش میكشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شبها، شبهای جمعه پاهایش را در بغل میگیرد و به انتظار مینشیند. در انتظار آن كس كه دستی به سرش بكشد...

در این فكر بودم كه سرمایهام را افزایش بدهم تا بتوانم كاری بكنم. میخواستم یك كارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض كردم و 60 هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمایه ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یك تراول صد تومانی امروزی.

وقتی این پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماهها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمیدادند. در این مدت فكر كردم و فكر كردم تا به این نتیجه رسیدم كه با صادرات كارم را شروع كنم.

اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یك مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقهها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس میروند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

زبان هم نمیدانستم. در یك هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمیشد و كیفیت تولید فرش و رنگبندیها هم مناسب نبود. چای و قهوهام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره كردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسكپذیر باشد و من هم ریسك كردم. با دست خالی و از هیچ.

شروع به بافتن فرش گرد كردم و چند نمونه كه بیرون آمد سر و كله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور میكنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چك دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من كه 80 هزار تومانش قرض بود در كارخانه اجارهای اینچنین سودی نصیب من كرده بود، در اولین قدم... كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیك و دیگر كشورها آغاز كردم.

بسیار سفر كردم و ایدههای جدید دادم. از موزههای فرش كشورها بازدید میكردم و از طرحها اقتباس یا از آنها عكس میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرحها، ایدههای نو بیرون میدادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول كار خودم را پیدا كردم. من شریك ندارم. هیچگاه نداشته ام و نخواهم داشت. اگر شریك خوب بود، خدا برای خودش شریك میگذاشت.

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر كه میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی كه جلوی تیمسار خبردار می ایستد، با احترام می ایستم. اتكای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفكر و پشتكار و ریسكپذیری خودم است. بسیار ریسك میكنم، بسیار.

كمی بعد در بازدید از هتلهای معروف جهان تصمیم گرفتم وارد كار ساخت بزرگترین پروژه هتل كشور شوم. تاكنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایهگذاری كردهام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیك، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. كابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است.




پروژه قو الماس خاورمیانه در سلمانشهر مازندران

این هتل 340 واحد مسكونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفیتئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسویها 9 میلیون دلار است. این پروژه آبروی كشور است و من با افتخار روی آن سرمایهگذاری كردهام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یك دلار و ریال در خارج كشور ندارم و سرمایهگذاری یا ذخیره نكردهام ...


میپرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمیكند. هدف من كارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم كار میكنند. من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگترین بیزینسمن جهان شدم و بزرگترین صادركننده فرش كشور هستم. اما میدانید بزرگترین افتخار من چیست؟ "یتیمنوازی".

افتخار میكنم 2 سال خیر نمونه كشور شدم. افتخار میكنم جزو 100 كارآفرین برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی كنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز كنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هماكنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه كنم. وصیت كردهام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیمها را از محل ارثم بپردازند.

بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه میدهند. سفره كه میاندازیم برای یتیمها و میآیند و غذا میخورند، كیف میكنم. گریه میكنم و حال میكنم.

در یك مراسمی بچهها دورم جمع شده بودند و هر كس چیزی میخواست. در این میان دختربچهای به من نزدیك شد و به جای آن كه چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم كرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به این یكی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست كه مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است كه در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه میخواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و بیمنت و زیاد بخشید. این توصیه من به همكارانم است. من از زیر صفر شروع كردم. توصیه من به جوانان این است كه منطقی فكر كنند. این گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فكر و بازوی خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. این فرمول من است...


بهترین شهرهای دنیا برای زندگی کردن/ جایگاه تهران در بین ۱۴۰ کشور دنیا، کجاست؟
پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 08:20 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )


هر سال ای‌آی‌یو یکی از زیرمجموعه های اکونومیست لیست بهترین شهرهای دنیا را برای زنگی اعلام می کند، اما با وجود اتفاقات تروریستی که امسال در فرانسه، خاورمیانه و... افتاد جدول امسال کمی متفاوت است.

نیو صدر: ای‌آی‌یو یا واحد اطلاعات اقتصادی شرکتی مستقل است که از سال 1946 میلادی در لندن و توسط گروهی اقتصاددانان راه اندازی شده است، این شرکت هر سال شهرهای بزرگ دنیا را با هم مقایسه و رتبه‌های آنها را برای زندگی اعلام می کند.

طبق معیارهای لیست سال ۲۰۱۵، پنج شهر اول به ترتیب ملبورن استرالیا، وین اتریش، ونکوور کانادا، تورنتو کانادا و به طور مشترک، آدلاید استرالیا و کالگاری کانادا است. لیست 5 کشور اول با پارسال هیچ فرقی نکرده است. از 10 شهر اول 7 تای آنها مربوط به استرالیا و کانادا است.

گفتی است که 5 سال است ملبورن به عنوان بهترین شهر انتخاب می شود.

ای آی یو بر اساس معیار های مراقبت های بهداشتی، آموزش، ثبات، فرهنگ، محیط زیست و ساخت و ساز به شهر ها از 100، نمره می دهد ملبورن 97.5 نمره و آدلاید که پنجم شد 96.6 نمره گرفته اند. معمولا شهر هایی نمره بالا می گیرند که جمعیت کمی نسبت به وسعتشان داشته باشند.

درشهرهیا نخست چالش های کمی وجود دارد و شرایطشان به استاندارد های زندگی بسیار نزدیک و آمار قتل در این شهرها بسیار کم است.

دمشق به علت های جنگ های داخلی در رتبه آخر قرار دارد پارسال نیز دمشق در رتبه آخر قرار داشت. پایتخت زیمبابوه هراره بیشترین پیشرفت را در سال اخیر نسبت به بقیه شهر ها داشته است. اما به جز اینها تغییرات زیادی در جدول نسبت به سال قبل به وجود آمده؛ دلیل تغییرات هم اتفاقاتی بود که در چند وقت اخیر در اروپا و آمریکا شمالی مانند تیراندازی در پاریس به وجود آمد.

از سال 2010 ای آی یو سبک زندگی در 140 شهر را بررسی می کند. میزان امنیت در این شهرها، 2.2 درصد کاهش یافته، اگر چه این می تواند حاشیه ایجاد کند. ضمن اینکه میزان زیست پذیری در 57 شهر کاهش داشته است.

در جمع همه این شهرها، تهران در میانه قرار دارد و رتبه ۸۰ را به خود اختصاص داده است. البته رتبه تهران در هزینه زندگی ۶۲ است.

بهترین شهرها برای زندگی کردن

رتبه شهر کشور
۱ ملبورن استرالیا
۲ وین اتریش
۳ ونکور کانادا
۴ تورنتو کانادا
۵ آدلاید استرالیا
۵ کالگاری کانادا

بدترین شهرها برای زندگی کردن

رتبه شهر کشور
۱۳۶ تریپولی لیبی
۱۳۷ لاگوس نیجریه
۱۳۸ پورت مورسبی گینه نو
۱۳۹ داکا بنگلادش
۱۴۰ دمشق سوریه

منبع

سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت
دوشنبه 15 تیر 1394 ساعت 03:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
"لی کوان یو" به دولت کوچک باور داشت و آن را بهترین و کارآمدترین می دانست. وی با پرداخت بالاترین حقوق و دستمزد به مدیران و حتی بیشتر از بخش خصوصی مبرزترین مدیران را برای هدایت کشور بر می گزید. اکنون حقوق یک مدیر دولتی در سنگاپور با بالاترین حقوق مدیران شرکت های چند ملیتی جهان برابری می کند.
" لی" از سال 1959 تا سال 1990 در مقام نخست وزیر این کشور را به «واحه ای جهان اولی در منطقه ای جهان سومی» بدل کرد به گونه ای که سنگاپور در سال 1984  به "سازمان همکاری اقتصادی و توسعه"  یا همان باشگاه کشورهای توسعه یافته جهان پیوست تا ثابت شود در مدت زمانی کوتاه از یک کشور توسعه نیافته به در حال توسعه و سپس توسعه یافته تبدیل شده و معجره ای رخ داده است. 
 معجزه به این خاطر که کشوری که فاقد منابع طبیعی که حتی برای تامین آب به مالزی نیازمند بود بود و با فقر و تهدید داخلی و تهاجم خارجی دست و پنجه نرم می کرد در مدار توسعه یافته ترین ها قرار گرفت.

سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت

بسیاری از رهبران و دست اندر کاران سیاست و اقتصاد جهان نه تنها از "لی کوان یو" با عنوان طراح و معمار سنگاپور مدرن یاد می کنند بلکه وی را به لحاظ فکری نیز "حکیم" ی می دانند که با اراده ای استوار در عین تاکید بر نظامی مقتدرانه، شکوفایی این " دولت شهر" را نیز به ارمغان آورد. 

مدیران کارآمد و ثروتمند، دولت پاک

نکته قابل توجه دیگر درباره او این است که هر چند دانش آموخته رشته حقوق از دانشگاه های طراز اول کمبریج و لندن (دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی) بود اما به نظام سیاسی حاکم در غرب از منظر کوتاه مدت بودن دولت ها و تغییرات پی درپی و  تولید رهبران بعضا ناکارآمد و ضعف و تعلل در اجرای سیاست ها به واسطه انتقادهای بیش از حد رسانه ها  اعتقاد نداشت و سر درگمی ایجاد شده را در جهت مخالف منافع ملی می دانست.

"لی کوان یو" به دولت کوچک باور داشت و آن را بهترین و کارآمدترین می دانست -خاصه هنگامی که با مدیران اقتصادی اداره می شود- و از این رو با پرداخت بالاترین حقوق و دستمزد به آنها و حتی بیشتر از بخش خصوصی مبرزترین مدیران را برای هدایت کشور بر می گزید.

اکنون حقوق یک مدیر دولتی در سنگاپور  با بالاترین حقوق مدیران شرکت های چند ملیتی جهان  برابری می کند و  دستمزد نخست وزیر این کشور سر به دویست و پنجاه هزار دلار در سال می زند و در زمره بالاترین ها در دنیا به شمار می رود. " لی" بر این عقیده بود که چنانچه مدیران از تمکن مالی قابل توجه برخوردار باشند دیگر هیچ وسوسه ای در آنها کارگر نخواهد افتاد.

"لی کوان یو" که برخی معتقدند وی مشوق اصلی هم قطارش " دنگ شیا ئو پینگ" – معمار چین نو – است ، اقتصاد را "پایه اولیه رسیدن به شکوفایی همه جانبه" می دانست و در تحقق این هدف بر "شایسته سالاری" به عنوان کلید موفقیت اصرار می ورزید.

سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت

  بر این اساس بود که "لی" بر انتصاب بهترین ها برای مدیریت کشور تاکید داشت و  می کوشید دولت را از هر گونه فساد با پرداخت حقوق و مزایای عالی که حتی بیشتر از مزایای پرداختی در بخش خصوصی است مبرا  سازد  و نظام دولتی پاک و منزه را اجرا کند. شخص "لی" به گفته دوستان و دشمنان خود شخصیتی غیر قابل نفوذ در زمینه فساد بوده و چنین الگویی را برای "دولت جزیره"ای که در زمره کشورهای پیشرفته جهان به شمار می رود برای همکاران خود به ارث گذاشت. 

به همین دلیل است که سنگاپور با مدیرانی عاری از فساد مالی شناخته می شود . ضمن این که تاکید بر مقررات ساده ،شفاف و کارآمد و اجرای آنها در این" دولت شهر" چنان است که بانک جهانی غالبا این کشور را در صدر درجه بندی های خود از لحاظ " آسانی و روان بودن مقررات و قوانین" در میان کشورهای جهان قرار می دهد و به عنوان یکی از ده کشور پاک می شناسد.                                                                            . 
اقتصاد حساب شده

از دیگر ویژگی های حکومت " لی"  بهره گیری از قدرت رقابتی در کشور و ورود در حوزه هایی بود که در آنها از توان و شایستگی بزرگ برخوردار بود. سنگاپور همچنین از ویژگی برخورداری از امکانات "بندر داری" (انتره پوت) برخوردار است که از قرن چهاردهم میلادی به عنوان مزیت اصلی این جزیره موفقیت تجاری و اقتصادی را برای سنگاپور به ارمغان آورده است. (چهل در صد تجارت دریایی جهان از"تنگه مالاکا" می گذرد).
این "دولت شهر" هیچ گاه  وارد  حوزه هایی مانند خودروسازی نمی شود که در آنها قدرت رقابتی ندارد حال آن که  در هر بخش که در آن مزیت داشته باشد (مانند حوزه الکترونیک)  با قوت و قدرت حاضر می شود.

"لی" اقتدارگرا و قوانین بدون استثنا

سنگاپور در سال 1965 از فدراسیون مالزی اخراج شد و با تهدید و محاصره همسایگانی مثل مالزی و اندونزی رو به رو بود. در داخل کشور به سبب بافت جمعیتی (حضور چینی ها- ملایایی ها- هندی ها) از شورش های داخلی در رنج بود ( به اضافه مشکلات قومی و شورش کمونیستی که بقای این کشور فقیر را تهدید می کرد). به همین خاطر به سیاست نظارت شدید  البته برای بقا و شکوفایی روی آورد و در رهگذر آن حقوق شهروندی مانند آزادی بیان و حق اعتصاب  بسیار محدود یا کنترل و با هر گونه شایعه پراکنی یا چاپ اخبار علیه اشخاص یا دستگاه های حکومتی که به گمان آنان نظام موجود را نامتعادل سازد  با شدت برخورد می شد. 
اکنون در این " دولت - جزیره"  به ندرت اعتصابی رخ می دهد و اعتراضات بسیار نادر است و  اعمالی شبیه همجنس بازی  با تحمل پذیری صفر یا عدم تحمل کامل   رو به رویند یعنی این گونه اعمال در " دولت شهر سنگاپور"  مطلقا ممنوع اند.

برای این که بدانیم تقید و پای بندی به نظم و حراست از حقوق شهروندی تا چه حد است ناگزیر از ذکر این مثال هستیم که  استفاده نکردن از سیفون در توالت عمومی یک رفتار غیر مدنی شناخته می شود و پیگرد قانونی دارد ؛ حتی جویدن آدامس در محیط عمومی ممنوع است. این ممنوعیت از زمانی اعمال شد که برخی ها آدامس های جویده شده  مانع  بسته شدن در های الکترونیکی مترو و در نتیجه موجب تعلل در زمان دقیق حرکت مجدد قطارها می شد و به تاخیری ولو کوتاه در رسیدن قطار به ایستگاه بعدی می انجامید.

نمونه دیگر در اعمال نظم و ترتیب در پاکیزگی و بهداشت، تنبیه کسانی است که در خیابان زباله بریزند یا آب دهان خود را به کف خیابان بیندازند به گونه ای که با جریمه جارو زدن همان پیاده روی محل ارتکاب جرم  رو به رو می شوند.
اجرای احکام مجرمان نیز استثنا ندارد چندان که گفته می شود چند سال قبل با یک گردشگر جوان آمریکایی برخورد شد زیرا با ابزاری برنده روی خودرویی خط انداخته بود و وساطت شخص رییس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا برای صرف نظر از مجازات شلاق او و تنبیه در ملاء عام تاثیری نداشت.

سیستم حکومتی حاکم بر کشور " مدل وست مینستر" (مدل حکومتی در بریتانیا) است که با تغییراتی اجرا می شود و مهم ترین ویژگی آن جلوگیری از ظهور احزب قدرتمند است تا نتوانند در عملکردها  تعلل ایجاد کنند و باعث ضعف اجرای قوانین شوند.

 در سنگاپور با هرگونه عملی که باعث کندی مقررات باشد و یا تضعیف مدیران دولتی در انجام وظایف را سبب شود، به شدت مقابله می شود. با این حال  در سنگاپور انتخابات آزاد برگزار می شود  هر چند نظارتی بر آن حاکم است تا نظام تضعیف و اصول پایه ریزی شده خدشه دار نشود در عین این که آن قدر  رقابت درگیرد که دولت پاکیزه بماند و خود کامه نشود.

در نظام حاکم بر سنگاپور" پوپولیسم " نیز البته جایی برای عرض اندام ندارد زیرا که این باور وجود دارد که این تفکر  اجرای مقررات و قوانین کشور را مختل می کند ، زمان را از دولت می گیرد و مخل پیشرفت کشور است.

در این "دولت شهر" تاکید بر تصمیم گیری برای منافع بلند مدت است و همان طور  که گفته شد کوتاه مدت بودن دولت ها در نظام های دموکراتیک غربی را مانع اصلی حل مشکلات می دانند.
او "دموکراسی غیر هدایت  شده" را  عامل اصلی تشنجات و اختلالات می دانست که عملا مانع  اجرای اهداف بزرگ برای کشور و تامین آینده اطمینان بخش است و فی المثل مشکل کشور بحران زده و ضعیف فیلیپین را داشتن دموکراسی بیش از حد می دانست. زمانی که رهبران فیلیپین از او  برای سروسامان دادن کشورشان مشاوره خواستند به صراحت آزادی بی بند بار و لجام گسیخته حاکم بر این کشور را بانی مصیبت های فیلیپین دانست.

با این حال "لی کوان یو" ساختاری را پایه گذاشت که در آن «انتخابات پاک» برگزار شود بدون اینکه "حزب اقدام مستقیم" (حزب حاکم بر کشور) کنترل کشور را از دست بدهد با این توجیه که منافع کلان فدای رقابت های حزبی نشود.  در سایه این حزب و با رهبری " لی" بود که سنگاپور طی  چهار دهه رشد اقتصادی  هفت در صدی را تجربه کرد و رتبه سومین کشور جهان از نظر در آمد سرانه را به دست آورد.

از فقر و بیماری تا "تهویه مطبوع"

" لی" این معجزه را در مقابل چالش های عظیم به حقیقت مبدل ساخت. کشوری بدون منابع طبیعی، جزیره ای پر ازدحام و  غوطه ور در فقر و دست به گریبان با امراض مناطق حاره مثل " مالاریا" و با مهاجران چند زبانه و چند نژاده و البته بدون تاریخچه ای قابل توجه از حیث سنت و فرهنگ دیرپا ؛ تدبیری که "لی" برای این مورد اخیر اندیشید این بود که کوشید  الگوی "ارزش های آسیایی" را به عنوان تفکر و ارزش پایه ای با هدف رشد و توسعه سنگاپور ارایه ، مطرح و نهادینه کند.

سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت

این الگو عمدتا ریشه چینی داشت زیرا که اکثریت مردم این "دولت جزیره ای" را چینی ها مهاجر تشکیل می دادند و حتی تا چندی پیش چنیی های نسل اولی  در سنگاپور زندگی می کردند (پدران رهبران چینی نژاد سنگاپور اغلب در چین به دنیا آمده و به عنوان کارگر مهاجر به وسیله انگلیسی ها استعمارگر به این جزیره آورده شدند) این موضوع در مورد هندی های سنگاپور نیز صدق می کند که عمدتا از منطقه " تامیل" هندوستان برای کار به وسیله انگلیسی ها به این جزیره منتفل شدند.

از "لی" نقل قول می شود که زمانی که از وی پرسیده شد که کدام یک از اختراعات بشری بیشترین تاثیر در زندگی انسانها گذارده است؟ وی برخلاف عقیده رایج که اختراع چرخ، موتور احتراق داخلی، ماشین چاپ، اینترنت... را دگرگون ساز زندگی بشر می دانستد، عنوان داشت که بزرگترین دست آورد انسان "دستگاه تهویه مطبوع یا همان ماشین خنک کننده" است.
وی تاکید داشت که قبل از اختراع این دستگاه مردمی که نقاط حاره زندگی می کردند نسبت به دیگر افرادی که در مناطق معتدله  جهان سکنی داشتند از مزیت کمتری برخوردار بودند، زیرا که گرما و رطوبت به کیفیت زندگی آنها صدمه می رساند و حال دیگر دلیلی برای عقب ماندن ندارند. برخی از منقدان وی سنگاپور را "ملت تهویه مطبوع" دانسته اند!
" لی" بر آرامش و راحتی مردمش تاکید می ورزید ولی همیشه هوشیار بود که درجه هوا را کنترل کند (نگذارد مردم از تلاش مستمر و کوشش لازم در ساخت و نگهداری کشور غافل شوند.)

صندوق آتیه

سنگاپوری ها با توانمندشدن در تامین نیازهای اولیه خود همچون مسکن،بهداشت و تحصیل به محدودیت های اعمال شده در حوزه های دیگر تن دادند و غیبت آزادی های مدنی متداول در کشورهای دموکراتیک را در قبال ثبات و نظم و آینده اطمینان بخش پذیرفتند.

 " لی کوان یو" با ایجاد "صندوق آتیه"  مقرر کرد  تمامی مردم این "دولت شهر" مقدار قابل توجهی از در آمد ماهانه خود را در "صندوق" پس انداز کنند تا از مسکن (برای همگان) ،نظام بهداشت تراز اول و آموزش با کیفیت جهانی برخوردار شوند و نتیجه این شد که نظام درمانی و آموزشی در این کشور  در سطح بهترین های جهان است و به عنوان نمونه می توان از دانشگاه ملی سنگاپور با هشتاد هزار دانشجوی خارجی یاد کرد یا بیمارستان این دانشگاه  را مثال زد که بالا ترین خدمات را با استانداردهای  جهانی ارایه می دهد.

برخورداری آحاد مردم از مسکن  و خانه دار شدن زوج های جوان پس از ازدواج که از محل همان سرمایه اندوخته در "صندوق آتیه" تامین می شود – از خدماتی است که " لی کوان یو" برجای گذاشته است؛ سنگاپوری ها تنها در سه موضوع مسکن- بهداشت (هزینه های درمان و پزشکی) و تحصیل ( آموزش) می توانند از این صندوق برداشت کنند و می توان از این  صندوق به مثابه سنگ بنای سنگاپور مدرن یاد کرد.  

 از اشک های "لی" تا لبخند مردم

همگان تصاویر تلویزیونی "لی کوان یو" و چشمان پر از اشک او را به یاد دارند هنگامی که این جزیره مصیبت زده و بی پناه در سال 1965 از "فدراسیون مالزی" بیرون رانده شد و با انبوهی از بحران های داخلی و تهاجم خارجی تمامیت آن در خطر جدی قرار گرفت و اکنون همه نظاره گر سنگاپور امروزین اند که الگوی تاب آوردن در برابر مشکلات شناخته می شود و سفری طولانی و مشقت بار را با درایت و مدیریت " لی کوان یو" طی کرده و با تحمل سختی ها معجزه آفریده است. 

سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت

ناگفته نماند که مردم سنگاپور در این سفر همراه لی بوده اند، سفری که  طی آن کمبودها را به امید آینده ای اطمینان بخش تاب آوردند؛ از اشک های دیروز "لی" تا لبخند امروز مردم سنگاپور، راهی طولانی پیموده شده است... .


سنگاپور امروز در یک نگاه و به روایت اعداد

وسعت جغرافیایی: 718 کیلومترمربع

ترکیب جمعیتی: 74% چینی- 13% ملایایی-9% هندی

جمعیت: 5.7 میلیون( دومبن کشور جهان پس از موناکو از لحاظ تراکم جمعیت). 

تولید ناخالص داخلی (بر اساس قدرت خرید): 425.251 میلیارد دلار

رشد تولید ناخالص داخلی: %   3.8 

تولید ناخالص داخلی سرانه: 85 هزار 500 دلار آمریکا( مقام سوم در جهان)- در سال 1965 سال اسقلال سنگاپور 

تولید ناخالص داخلی این کشور برابر بود با 511 دلار آمریکا

تورم: 5/1 %

توازن بودجه: (% تولید ناخالص ملی) 1.7-

چهاردهمین صادر کننده جهان ( 519 میلیارد)- الکترونیک- مواد شیمیایی- خدمات 

توریسم: سنگاپور در سال 2014 بالغ بر هفده میلیون نفر توریست جذب کرد

حضور بیش از 7000 شرکت چند ملیتی در سنگاپور. 1500 شرکت چینی اند

در ماه آوریل سال 2013 سنگاپور با پیشی گرفتن از ژاپن حجم مبادلات روزانه ارزی  خود را به 338 میلیارد دلار رساند و از این لحاظ در مرتبه سوم جهان پس از آمریکا و انگلستان قرار گرفت 


پدر
دوشنبه 4 خرداد 1394 ساعت 09:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

بزرگترین موضوعی که در زندگیم بهش افتخار میکنم، 
اینه که پسر مردی همچون تو هستم
پدر....

26 سال کامل از رفتنت گذشت و وارد بیست و هفتمین سال دوریت شدم. همچنان گردنم را افراشته می گیرم و افتخار میکنم که فرزند مردی همچون کوه استوار و شجاع همچون شیر هستم. هرجا نام تو گفته می شود من افتخار میکنم
(ای کاش من هم باعث افتخار تو بودم...)


دیده بان
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

     شیر پیر شده بود، احوال چندان مناسبی نداشت. از عهده انجام امور بر نمی آمد و وقت آن رسیده بود که شیری جوان تر و نیرومند بر تخت نشسته و رتق و فتق امور بیشه را عهده دار شود. ساکنان شرقی جنگل شیر قهوه ای را قوی تر و مناسب سلطنت می­ دیدند و ساکنان غربی جنگل شیر را سفید را بهتر و عاقل تر می­ دانستند. مطابق قوانین پیشینیان، مقرر شد هفته آینده از اهالی جنگل برای انتخاب سلطان رای گیری کنند. گرگ، کفتار، پلنگ، ببر و تمساح پشت شیر قهوه­ای ایستاده و شروع به تمجید از وی کرده بودند. کفتار از نبرد­های شیر می­گفت و گرگ درندگی های شیر را به رخ همه می­کشید. در طرف مقابل حامیان شیر سفید از عقل و درایت او صحبت می­کردند. به نظر فیل، شیر سفید استاد اداره قلمرو بود و اجازه ورود به کسی را نمی­داد؛ سنجاب معتقد بود شیر سفید آینده نگر است و برای روز مبادا برنامه ریزی می­کند؛ شتر او را مرد روزهای سخت و طاقت فرسا می­دانست؛ جغد معتقد بود شیر سفید اهل صلح و دوستی است. روباه و شغال اما دیدگاهی متفاوت داشتند، آنها گوشه­ای نشسته و هیچ نمی­گفتند. آنها فقط نظاره ­گر بودند و هیچ مخالفتی با شیر قهوه ای و سفید نکردند. روز چهارم شغال به روباه گفت: فکر نمی­ کنی شیر قهوه ­ای شانسش بیشتر باشه؟ روباه جواب داد: نه، هنوز برای جواب دادن زوده!!


همه چیز تا روز رای گیری خوب پیش رفت و حیوانات برای رای گیری جمع شدند. با نظارت هیأتی از باتجربه ها، انتخابات برگزار شد و شیر سفید با چند رأی بیشتر موفق شد سلطان جنگل شود. روباه از جا بلند شد و در حالیکه به طرف شیر سفید می­ رفت، رو به شغال گفت: الآن من حدس می زنم شیر سفید شانس بیشتری داشته باشه... و همینطور تا جلوی شیر رفت. به محض رسیدن شروع کرد به تعریف کردن: «قبله عالم به سلامت باد! چه انتخاب شایسته­ ای. از همان روز اول می­ دانستم شما سلطان خواهی شد... برای همین شب و روزم را صرف تبلیغ شما کردم... تبریک عرض میکنم قربان!»

     هفته اول با تبریک طرفداران و مخالفت های برخی حامیان شیر قهوه ­ای سپری شد؛ اما صبح اولین روز از هفته دوم سلطان بالای صخره­ ای ایستاد و نعره ­ی بلندی کشید: از امروز اداره امور جنگل متفاوت خواهد بود. باید در قلمرو سلطنت مشاوری برای کمک به انجام امور، و یک دیده بان جهت برری اوضاع، مواظبت از مرزهای قلمرو و نظارت بر اجرای قوانین انتخاب کنم. مشاور مورد نظر من.... روباه وسط حرفش پرید: «من مطمئنم سلطان انتخاب درستی خواهند داشت و خدمات مرا فراموش نکرده­ اند». فیل زیر لب گفت :«کدام خدمات؟»

سلطان گفت: مشاور مورد نظر من جغد پیر است که از تجربه فراوان برخوردار بوده و دوره های زیادی مشاور بوده است!

اما در مورد دیده بان... روباه گفت: «من»!!

شیر ادامه داد: در مورد دیده بان به دنبال یک فرد مناسب هستم.

روباه: «من... من خدمات ارزنده ­ای انجام داده ­ام. من از قدیم الأیام به طرفدار شما بودم، برای انتخابتان کمک زیادی کرده­ ام، من دیده بان خوبی هستم».

شیر گفت:« بهتر است انجمن جنگل دیده بان را بررسی و معرفی کند».

روز بعد انجمن تشکیل شد. با توجه به نظرات حیوانات و وظایف دیده ­بان، کسی باید این مقام را می­ گرفت که قد بلندی داشته باشد تا بتواند از دور مرز قلمرو را ببیند و مراقب آن باشد؛ مشخصه دوم نیروی مناسب بود که اگر غافلگیری پیش آمد، بتواند از خود دفاع کند؛ مشخصه سوم اینکه دیده بان باید درنده خو نباشد، چون ممکن است در قلمرو وظایفش مرتکب ظلمی شود؛ مورد چهارم اینکه دارای سابقه دیده ­بانی و تخصص های لازم در این زمینه باشد.

بلدرچین گفت: «من شتر را پیشنهاد میکنم، درنده خو نیست و قد بلندی دارد. قدرت خوبی هم دارد»

روباه گفت: «نه، او تخصص دیده بانی ندارد! ضمنا قدرت و نیرویش هم چندان خوب نیست»

سنجاب پیشنهاد داد زرافه دیده بان شود، چون از همه قد بلند تر است و تخصص دیده بانی هم دارد.

باز روباه با پرخاش گفت: «نه به هیچ وجه! زرافه حیوان ضعیفی است. ضمنا قدش زیاده از حد بلند است.

پلنگ گفت: «بسیار خوب، من فکر میکنم جناب خرس گزینه مناسبی است.. ایشان وقتی روی دو پا بایستد قد بلندی خواهد داشت. قدرتمند است؛ در دیده بانی هم تخصص دارد و قبلا دیده بان بوده.

باز هم معترض اول روباه بود! روباه معتقد بود خرس درنده خو است و نباید دیده بانی به وی سپرده شود. ضمنا، ایشان از طرفداران شیر قهوه­ای بوده و ممکن است خیانت کند.

پیشنهاد لاک پشت هم رسید: «من پیشنهاد میکنم جناب فیل دیده بان شود. ایشان قد مناسبی دارد، از همه نیرومند تر است، دیده بان خوبی است و همیشه در حال یادگیری دیده بانی بوده. فیل درنده خو و خائن نیست و من فکر میکنم دیده بانی بهتر از ایشان وجود ندارد.

روباه داد زد: «نه ه ه ه، فیل سریع نیست، اخلاق خشک و نامناسبی دارد و بهتر است دیده بان یکی دیگر از حیوانات باشد.

همه کلافه بودند. خرگوش مستأصل پرسید: «پیشنهاد شما چیست جناب روباه؟»

روباه گفت: «من فکر میکنم دیده بان مناسبی برای دربار شیر سفید باشم. من باهوش و زرنگ هستم، برای شیر سفید تبلیغات زیادی کردم، زحمت زیادی کشیدم و به ایشان رأی دادم. سایر گزینه ها ایراداتی دارند... اما من بهترین گزینه هستم».

فیل زیر لب گفت: «کدام خدمات؟»

در پایان روز صحبت­ها به گوشی شیر رسید و انجمن گزینه­ ها را به شیر معرفی کرد. شیر دلایل و خصوصیات هر کدام را بررسی کرده و فیل را انتخاب کرد. وی معتقد بود فیل تمام خصوصیات دیده بان را دارد و اخلاق خشک و کندی حرکت دلیلی مناسب برای رد این گزینه نیست. شیر اعتقاد داشت روباه زیادی خود شیفته است و اصلا مناسب دیده بانی نیست. او نه قد مناسبی دارد و نه زور مناسب. درنده خو است و هراز گاهی خرگوش هارا شکار می­کند. در دیده بانی هم هیچ تخصصی ندارد...

سرانجام زمان اعلام رأی فرا رسید. لک لک بیانیه را قرائت کرد: « بنا به تشخیص شورای جنگل و جناب سلطان، با توجه به قوانین تصویب شده برای انتخاب دیده بان، با لحاظ کلیه ویژگی­ های گزینه های مختلف دیده بانی، از امروز فیل به عنوان دیده­بان جنگل منصوب می­شود. از حیوانات خواهشمندیم از هرگونه مخالفت و سنگ اندازی خودداری کنند و برای بر هم زدن نظم تلاش نکنند. گزینه منتخب از هر لحاظ مناسب بوده و لذا بهتر است دیگران، از جمله آقای روباه در محافل و عموم ساز مخالفت کوک نکنند».

اما چه فایده که خود شیفتگان و فرصت طلبان این نصایح را نادیده گرفته و از هر فرصتی برای کسب موقعیت و مقام و پیشبرد اهداف خود استفاده می­کنند؛ آنها هرگز از اینکه فرصت طلب و خودخواه شناخته شوند خجالت نمی­کشند...

 


مردم عجب شیر از رئیس جمهور چه می خواهند؟
جمعه 25 اردیبهشت 1394 ساعت 08:58 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )


     در جریان سفرهای استانی رئیس جمهور کشورمان، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی روز چهارشنبه آتی به استان آذربایجان شرقی سفر خواهند کرد. به هر دلیلی ریس جمهور به شهرستان های این استان سفر نخواهد کرد و در عوض، وزرا به شهرستان ها سر خواهند زد و سهم شهرستان عجب شیر از این بازدید، وزیر آموزش و پرورش خواهد بود. در این سفر مشکلات مردم منطقه مطرح و تصمیم‌های لازم برای حل آنها اتخاذ می‌شود. حضور دکتر حسن روحانی و هیئت دولت در آذربایجان شرقی، پس از تلاش‌های مثبت تیم مذاکره هسته‌ای و توافقی غرورآفرین برای مردم ایران و در آستانه نهایی شدن توافق هسته ای در تیرماه، برای اکثریت قریب به اتفاق مردم دیار ستارخان و باقر خان ها بسیار خوشایند و نیک خواهد بود؛ چه آنها می توانند با دیدار نزدیک از مسئولین خواسته هایشان را مطرح کنند.


     حل معضل بیکاری، حل مشکلات زیست محیطی از جمله احیای دریاچه اورمیه، حل مشکلات طرح های عمرانی در استان، ثبات و آرامش فضای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخل استان بهترین سوغات کاروان دولت یازدهم برای آذربایجان شرقی خواهد بود. اما علاوه بر این سوغات، مردم همیشه در صحنه شهرستان عجب شیر خواهان لطف بیشتری از سوی دولت کنونی هستند. شهرستان عجب شیر تعداد زیادی شهید را تقدیم به نظام کرده و یکی از شهرستان های ولایت مدار آذربایجان شرقی می‌باشد. این شهرستان با جمعیت 75000 نفری، یکی از شهرستان‌های مهم استان به شمار رفته و فاصله مناسبی با مرکز و شهرهای مهم استان دارد. پادگان آموزشی شهید سرلشگر شعبان برخورداری (پادگان عجب شیر) باعث شهرت یافتن این شهر در سراسر کشور شده است، درصد بسیار بالایی از مردم این شهر باسواد بوده و چهره های ارزشمندی در زمینه های مختلف علمی از این شهر به کشورمان و حتی دنیا معرفی شده­اند. آقای پروفسور منصور مرتضوی مسئول تحقیقات اپتیک ناسا، آقای پروفسور عجب شیری زاده، آقای پروفسور سلوکی، پروفسور خلوتی، آقای دکتر جوانی، آقای دکتر جهانشاهی، آقایان دکتر شهرام و شهریور روستایی و... همگی از اساتید درجه یک و دانشمندان مهم هستند که در دانشگاه های مختلف کشور و خارج از کشور مشغول به خدمت می ­باشند. اما متأسفانه این شهر تاریخی که به گفته محققان بازمانده شهر بزرگ «شیز» (یکی از بزرگترین شهرهای دوره اشکانی) است، درگیر مشکلات متعددی است که گلوی این شهر فرهنگی و ولایت مدار را می­ فشارد.

     مهم ترین معضلی که وجود دارد و تقریبا این شهر را در میان دیگر شهرها معروف کرده، موضوع حوزه انتخابیه نمایندگی مجلس است! سالهاست مردم شهر خواستار استقلال حوزه نمایندگی شان از شهرستان مراغه و داشتن نماینده ­ای هستند که تنها دغدغه ­اش شهر عجب شیر باشد. به باور اکثریت مردم، این شهر سالها به عنوان حیاط خلوت شهرستان بزرگ مراغه، همیشه در سایه این شهرستان قرار گرفته است، زیرا شهر مراغه جمعیتی به مراتب بزرگتر و حتی 3 برابری دارد و لذا فرستادن نماینده ای از شهر عجب شیر به مجلس تقریبا برای همیشه غیر ممکن خواهد بود. بنا به اذعان مردم و مسئولین، اکثر مشکلات این شهرستان ناشی از همین موضوع است و اکثر بودجه های جذب شده صرف توسعه شهرستان مراغه می­ شود؛ از طرفی در قیاس با بسیاری از شهرها، عجب شیر استحقاق بیشتری برای داشتن نماینده مستقل دارد. موضوعی که در گذشته موجب اختلاف نیز شد و متاسفانه این شهرستان صحنه تنش های بسیار شدیدی گشت. هم اکنون در آستانه سفر رئیس جمهور محترم، آقای دکتر روحانی، مردم این شهر چشمان نگران خود را متوجه این سفر کرده و امید بسیاری برای حل این مسئله از جانب دولت تدبیر و امید دارند.

     موضوع ثانویه که در بسیاری از محافل مطرح شده و به عنوان یکی از دغدغه های اصلی مردم شهر مطرح می­ شود، مسئله احیای دریاچه اورمیه و حل مشکلات زیست محیطی می­باشد. به گفته کارشناسان، این شهر تأثیرپذیرترین شهر کشور در مقابل خشک شدن دریاچه اورمیه است. در جلسه ای که اخیرا با حضور آقای کلانتری، آقای دکتر تجریشی و مسئولین شهر برگزار گشت، عنوان شد در مطالعات مفصلی که در مورد این شهر انجام شده، مشخص گشت در صورتیکه مسئولین امر اقدامی جهت احیاء دریاچه نکنند، این شهر پس از هفت سال غیر قابل سکونت خواهد بود؛ زیرا علاوه بر مشکلات ناشی از خشک شدن دریاچه، مشکل بزرگی به نام بی آبی این شهر را تهدید می­کند. اظهاراتی از این دست موجب نگرانی مردم شهر که اغلب باغدار و کشاورز هستند شده و لذا دومین مطالبه مردم از رئیس جمهورشان، عمل به وعده ی انتخاباتی در مورد احیاء دریاچه اورمیه می­باشد.

     مسئله اشتغال جوانان به نظر می­آید سومین خواسته مهم مردمان این شهر باشد. متأسفانه مردم شهرستان عجب شیر به شدت درگیر مشکلات بیکاری هستند. صنایع تولیدی که در اطراف شهر وجود دارد، اغلب نیروهای غیر بومی استخدام کرده و تنها در سطح کارگری از عجب شیر نیرو می­گیرند. عجب شیر نیز همچون سایر شهرهای کشور درگیر مشکلات تورم و بیکاری و رکود است، اما آنچه در این شهرستان (که در تقسیمات کشوری همزمان با کلانشهر کرج به بخش ارتقاء یافته بود) دیده می شود، بسیار اسفناک است....

چهارمین مهم در بین مطالبات مردم شهرستان عجب شیر، مسئله رسیدگی به صنایع آلاینده از جمله کارخانه کاوه سودا و نیروگاه هسته ای شهرستان بناب می­ باشد. سالها پیش در اقدامی عجیب، کارخانه کاوه سودا که مواد اولیه آن از شهرستان عجب شیر تأمین می­شود، با فاصله ای 50 کیلومتری از محل تامین مواد اولیه آن، در شهر مراغه احداث گردید! و امتیازات آن از قبیل کارآفرینی برای نیروی جوان، ارز آوری و... به شهرستان مراغه رسید. البته شهر ما از این کارخانه بی نصیب نماند و مسئولین این کارخانه برای دفع پسماند خود، با همکاری مسئولین شهری، علی الخصوص نماینده محترم وقت، خط لوله ای جهت انتقال پسماند این کارخانه به سواحل دریاچه اورمیه در شهرستان عجب شیر احداث نمودند که در شرف گشایش دریچه و دفع سموم و پسماندهای به شدت مخرب این کارخانه به دریاچه اورمیه می­باشد که در صورت بروز چنین اتفاقی، یک فاجعه اکولوژیکی بوقوع خواهد پیوست.

مشکلات منطقه ویژه گردشگری که به جرأت می توان گفت پتانسیل تبدیل شدن به بزرگترین محور گردشگری شمالغرب کشور را دارد جزو مهم ترین مطالبات مردم است، ولی متاسفانه در بدترین شکل ممکن در حال تخریب است و نبودن کمپ های گردشگری، عدم بهسازی آسفالت مسیر، نبودن امکانات رفاهی و... باعث شده روز به روز این منطقه بزرگ طبیعی – تاریخی در معرض خطر قرار بگیرد.

     سایر مسائل که باید به آن اشاره شود عبارتند از مشکلات بخش تولید و عدم حمایت از این قشر، مشکلات کمربندی شهر، مشکل نبود امکانات تفریحی برای جوانان و خانواده ها و ... که از مجال بحث خارج بوده و از شرح آنها خودداری می­شود.

در پایان امید است رئیس محترم دولت تدبیر و امید، در سالی که از طرف مقام معظم رهبری سال دولت، ملت، همدلی و همزبانی نامگذاری شده است، با مردم یکدل و همزبان شده و در سایه کرامات حضرت ولی عصر(عج) و به برکت خون شهدا، یاری گر اصلاح مشکلات این شهرستان باشد. 



فرق انسان ها با قطار !
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 09:58 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

دقت کردین؟ وقتی قطار ساکن هست کسی باهاش کار نداره. اما به قطار در حال حرکت همه سنگ پرتاب میکنن! ما آدما خیلی عجیب هستیم. تا میبینیم یکی پویا و در حال حرکته، جلو پاش سنگ میندازیم. کاری هم نکنیم حسادت میکنیم، رقابت نمیکنیم. اما اگر کسی در حال سکون باشه هیچ کس باهاش کاری نداره! به محض شروع حرکت کلی انتقاد های نادرست به همراه دلهره در دل طرف راه میندازیم . وای اگه این کار رو بکنی فلان میشه، اگر این کار رو بکنی شکست میخوری و به حالت انفجار در میای، کلنگ از آسمان افتاد و نشکست، وگرنه ما کجا و بی وفایی! نمیدونم اما این رو دیدم که همیشه تشویق کردن دیگران برای رسیدن به اهدافشون باعث پیشرفت میشه. کسی که به کاری علاقه داره میتونه به درجات بالایی از موفقیت برسه اگر دلسرد نشه و مشوق داشته باشه … موفقیت یک جامعه به موفقیت تک تک افراد بستگی داره …


کمی هم فکر...
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 06:11 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
روزهایی که تیم وزارت خارجه درگیر مذاکرات هسته ای در لوزان سوئیس بود، عربستان با لشگرکشی عظیم به خاک یمن یورش برد!
در ایران،عده ای فقط می توانستند فحش بدهند و رجزخوانی کنند!
ظریف که از لوزان برگشت، به سرعت عازم پاکستان شد. پس از سفر ظریف، مقامات پاکستانی که تمام قد از حملات عربستان به یمن حمایت می کردند، حمایت نظامی از عربستان در جنگ یمن را رد کرده و «اعلام بی طرفی» کردند!

بعد از آن هم ماجرای سخنان نسنجیده اردوغان در مورد ایران پیش آمد که عده ای در مجلس و دیگر نهادها فریاد برآوردند که «آآآآآی! چرا سفر اردوغان را لغو نمی‌کنید؟» و...

اما امروز، درست پس از سفر پر حرف و حدیث اردوغان به تهران، دولت ترکیه از «طرح ایران» برای پایان دادن به ماجرای یمن «اعلام حمایت» کرد!

اینطور پیش برود، ظریف و روحانی و لبخندهایشان کاری می‌کنند، که ملک سلمان برای جنگ با یمنی ها دست به دامن دوست عزیزش «نتانیاهو» شود!

در این وقایع «درسهایی» است، برای آنان که بین فریاد زدن هایشان، کمی هم می اندیشند...
انسانهای نا پخته همیشه میخواهند که در مشاجرات پیروز شوند...
حتی اگربه قیمت از دست دادن "رابطه" باشد...
اما انسانهای عاقل درک میکنند که گاهی بهتر است در مشاجره ای ببازند،
تا در رابطه ای که برایشان باارزش تر است "پیروز" شوند.


دنیای مگس
پنجشنبه 27 فروردین 1394 ساعت 04:36 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )
در خانه من

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.

یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.

در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.

با خودم... شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.

غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.

من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.

شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.

شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.

شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.

شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.

مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…

مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی ح

رکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:

کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.

کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.

کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.

کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.

آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:

عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.

بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…

نگاه کردن به جلو راحت‌تر از تجزیه و تحلیل کردن گذشته است، برای اینکه شما بیشتر تمایل دارید چیزهای جدید را تجربه کنید. اما هم اکنون شما به خاطر اینکه از زمان حال فرارکنید روی آینده تمرکز کرده‌اید. زمان کافی برای کار و فعالیت‌های جدید خود اختصاص بدهید و قبل از اینکه دیر بشود کارهایی که لازم است را انجام دهید.

یک کار خوب!
پنجشنبه 20 فروردین 1394 ساعت 09:51 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهداد | ( نظرات )

     اتفاق مثبتی که اخیرا شاهد آن بودیم این بود که شهرداری و شورای اسلامی شهر عجب شیر، در راستای تهیه سند چشم انداز توسعه شهر، اقدام به توزیع پرسشنامه­ هایی جهت جمع آوری اطلاعات از مردم و کارشناسان نموده است. البته در این امر عزیزانی بصورت داوطلبانه پیشقدم شده و در پیشبرد مراحل تهیه و تدوین این سند حضوری فعال داشته­اند. نکته مثبتی که در عملکرد جمع آوری میدانی اطلاعات وجود دارد، استفاده از دو نوع پرسشنامه است که اولی مخصوص روسای ادارات و کارشناسان و صاحب نظران تهیه شده و دیگری مربوط به سایر مردم است. در این نظرسنجی سعی بر آن شده که به مشکلات شهر و حتی شهرستان نگاهی همه جانبه انداخته شود و احتمالا در ادامه پس از دسته بندی اطلاعات و تحلیل و آنالیز ستاده ها، نتیجه گیری و اقدام به تدوین سند توسعه خواهد شد.

چشم انداز 5 ساله

     حسن مهم انجام این کار، مشارکت مردم در تصمیم گیری و اولویت بندی وظایف شهرداری و شورای شهر می­باشد، چرا که خود مردم تعیین می­کنند که چه کاری باید زودتر از سایر امور در دستور کار قرار گیرد. البته این امر بصورت مستقیم در پرسشنامه مطرح نشده بود و می­شد سوالی به همین موضوع اختصاص یابد که "به نطر مردم کدام یک از پروژه های شهری باید در اولویت اقدام قرار گیرد؟". اما به هر حال در این نوشتار به هیچ وجه قصد کاستن از ارزش های کار انجام شده را نداریم  و همه مطمئنیم که استفاده از نظرات و راهنمایی های کارشناسان و عامه مردم امری پسندیده بوده و به نوعی مدیریت دموکراتیک محسوب می­شود. جای دارد در انتها از زحمات شهردار، شورای شهر و تیم  تهیه و تدوین سند چشم انداز توسعه شهر تشکر ویژه ای داشته و خسته نباشید بگوییم.


 





 
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :